نورواینویشننوروبیزینس

نورواینویشن یا نوآوری عصب محور

خلاقیت و نوآوری یکی از مهم ترین عوامل در زمینه ی کسب و کار است که می تواند منجر به توانایی حل مساله در شرکت ها و مواضع راهبری و مدیریتی گردد. خلاقیت و نوآوری علاوه بر موقعیت های رهبری و مدیریت در حوزه ی بازاریابی و طراحی و تولید محصول نیز موثر است. محصولاتی که خلاقانه طراحی و تولید و تبلیغ می گردند شانس بیشتری برای فروش دارند. در این بخش به تاثیر خلاقیت و نوآوری در کسب و کار عصب محور از منظر حل مساله و ایده پردازی می پردازیم. تقویت و ارتقاء سطح خلاقیت و نوآوری با استفاده از ابزارها و اصول علوم اعصاب توانسته نقش پر رنگی در حوزه ی کسب و کار عصب محور ایفا کند.

تعریف خلاقیت

خلاقیت تولید ایده هایی است که منجر به بهبود کارایی واثربخشی یک سیستم می شود ودو جنبه مهم آن ، فرایند ها و افراد به حساب می آیند .فرایند ، هدفمند طراحی شده است تا راه حل یک مشکل را بدست آورد. افراد ، منابع فعالی هستند که راه حل ها راتعیین می کنند آنها گاهی اوقات یک راه حل را تطبیق میدهند وگاهی آنها یک راه حل را با خلاقیت ونوآوری در هم می آمیزند . عملکرد خلاقانه، از وظایف غیر معمول کشف راه حل مشکلات منظور می شود و مفروضات اساسی مربوط به شیوه های فعلی را مورد سوال قرار میدهد و بیشتر علاقمند به نتیجه است.

تعریف نوآوری

نوآوری عملکرد مهم و عامل خاص کارآفرینی است وسیله ای است که کارآفرین منابع تولید ثروت جدید را ایجاد میکند، یا منابع موجودرا با بالا بردن توان بالقوه برای ایجاد ثروت به ارمغان می آورد . نوآوری ادراکی ومفهومی است ونوآوران باید به خارج از سازمان روند ونگاه کنند ،درخواست کنند وگوش فرا دهند . نوآوران موفق از هر دوطرف مغز استفاده می کنند آنها به ارقام نگاه می کنند آنها به افراد نگاه می کنند، آنگاه بطور تحلیلی کار می کنند. نوآوری فرصتها را بوجود می آورد، سپس نوآوران به بیرون می آیند وکاربران بالقوه محصولات را نگاه میکند تا نیازها و ارزش های مورد انتظار خودرا مطالعه کنند.

تاثیر خلاقیت و نوآوری در کسب و کار

اگرشما بخواهید کسب وکارتان را به سمت جلو پیش ببرید خلاقیت و نوآوری برای سازمان شما ضروری است . تعدادی از سازمان ها هستند که محیط خلاقانه برای کارمندانشان طراحی می کنند تا به آنها کمک کنند تا در محیطی آرام به خلاقیت و نوآوری بپردازند و پروژه ها را  به سمت پیشرفت سوق دهند. بعضی سازمانها با استفاده از طوفان مغزی به کارمندانشان اجازه میدهند تا با کاربرد خلاقیت و نوآوری روی پروژه ای کار کنند وآن پروژه را بسازند واین باعث ایجاد تعامل بسیار زیاد بین اعضای تیم می شود آنها باهم گفتگو میکنند و فرایند خلاقانه را بوجود می آورند وباعث گسترش خلاقیت و نوآوری در سازمان می شوند.

ارتباط نوآوری و خلاقیت با مغز

دو بخش اصلی وجود دارد که به طور زیست شناسی بر نوآوری تأثیر می گذارد. اول ،دستگاه عصبی انسان که دربرابر تغییر مقاومت می‌کند. هنگامی که چیزهای جدید را امتحان می کنیم یا سعی در تغییر داریم، مغز احساس ناراحتی می‌کند. این اتفاق توسط سایر سیستم هایی که با ترشح دوپامین اکتشاف و جستجو را پاداش می دهند ، متعادل می‌شود. این یک عمل متعادل سازی است. هنگامی که استرس و تهدید بیش از حد را تجربه می کنیم ، تمایل به بازگشت به پاسخ های شناخته شده قبلی را داریم. هنگامی که احساس امنیت کافی می کنیم ، وارد سرزمین جدید می شویم. قشر جلوی مغز ، ناحیه ای که دقیقاً پشت پیشانی شما قرار دارد، کلید تفکر ابتکاری است. دوم ، در سطح اصلی مغز ، نوآوری تقاطع الگوهای عصبی نامربوط است. ما موجوداتی هستیم که الگو ایجاد میکنیم. از زمان به دنیا آمدن ، مغز ما به طور جدی مشغول رمزگذاری هر گونه رابطه مفید و تکراری بین اشیاء و رویدادهایی است که در معرض آن هستیم. از آنجا که مغز از ظرفیت بسیار کمی برای توجه آگاهانه برخوردار است ، از این الگوهای استفاده می کند تا پاسخ های ما به محیط را تا حد امکان به طور خودکار انجام دهد. به منظور ایجاد تقاطع بین الگوهای مغزی بهتر است با افراد مختلف در ارتباط باشیم و کارها و فعالیت های متنوعی را تجربه کنیم.

خلاقیت می تواند ارتباط بین چیزهای مختلف باشد. هنگامی که از افراد خلاق می پرسید که چطور اینکار را انجام دادی؟ انها کمی احساس گناه می کنند، چون واقعا کاری انجام نداده اند بلکه انرا دیده اند. همه چیز برای انها پس از مدتی واضح و روشن می شود، زیرا تنها توانسته اند تجربیات خویش را به یکدیگر پیوند بزنند و چیز های جدیدی را ترکیب کنند. به گفته استیو جابز خلاقیت مقوله ی بسیار هیجان انگیز و جالبیست. همیشه فرصت هایی وجود دارند که با اعمال خلاقیت، می توانند به چیز های خارق العاده ای تبدیل شوند.

بیتی و همکارانش (۲۰۱۸) در مقاله ای با عنوان (پیشبینی دقیق ازتوانایی خلاقیت فردی با توجه به قابلیت اتصالات عملکردی مغز) که اخیرا چاپ شده است، می گویند:”عصب شناسی خلاقیت در مغز مقوله ای بسیار بی نظیر است. از رویکرد های پیچیده ای برای شناسایی شبکه های نورونی فعال مغز در ارتباط با تفکر واگرا استفاده کردیم و سپس با استفاده از فهمی که نسبت به یافته های خود پیدا کردیم، سعی کردیم مناطقی از مغز که با فعالیت بیشتر و کمتر از لحاظ عملکردی با خلاقیت در ارتباطند را تمیز دهیم.”

لازم است که از ( سه شبکه بزرگ مغزی) یاد کنیم که شامل شبکه حالت پایه (DMN)، شبکه کنترل اجرایی(ECN) و شبکه توجه و برجستگی می شود. تحقیقات پیشین نشان می دهند که این سه شبکه در زمینه بروز خلاقیت، با یکدیگر تعامل دارند. شبکه حالت پایه تمام چیز هایی را در بر می‌گیرد که زمان استراحت در ذهن ما شکل می گیرد (البته نه در زمان خواب). شبکه کنترل اجرایی بر تمام چیز هایی که در حال انجام است، نظارت دارد و بخش های عاطفی و هیجانی مغز ما را مدیریت و بر تصمیمات و انتخابات ما نظارت دارد و همچنین توجه ما را هدایت می کند. شبکه توجه و برجستگی نیز، طیف عواملی که باید بر اساس اولویت مورد توجه قرار بگیرند را هدایت می کند. بعنوان مثال در اختلال PTSD، شبکه توجه و برجستگی بیشتر طیف عوامل تهدید کننده محیطی را مورد توجه قرار می دهد.

نمای شماتیک شبکه های چهارگانه ی مغزی

در زمینه خلاقیت، پژوهشگران فرضیه ای دارند مبنی بر اینکه این سه سیستم بعنوان یک تیم عمل می کنند: شبکه حالت پایه ایده ها را ایجاد می کند، شبکه کنترل اجرایی انها را ارزیابی می کند و شبکه توجه و برجستگی، ایده هایی که به شبکه کنترل اجرایی باید منتقل شوند را کنترل می کند. این شبکه ها همچنین می توانند از طریق حلقه های بازخورد بر یکدیگر تاثیر بگذارند. بعنوان مثال، شبکه کنترل  اجرایی با توجه به چیز هایی که در دست دارد و در پاسخ به محیط، نیاز به سیستم توجه دارد.

این شبکه های مغزی در حقیقت سیستم هایی انعطاف پذیر و پاسخگر می باشند که وظیفه ی پیچیده منطبق سازی را بر عهده دارند. نه تنها این سیستم سه گانه، یک سیستم یادگیری انعطاف پذیر است، بلکه در ارتباط با محیط پیرامون تکامل نیز می یابد. با توجه به ماهیت انسان، تنها محیط فیزیکی مورد توجه نمی باشد بلکه زبان، فرهنگ و نگرش ها نیز قابل توجه هستند، حتی در روابط و تعاملات اجتماعی، نقش فرهنگ و اجتماع بسیار بیشتر است، زیرا بسیاری از اطلاعات می تواند بازخوردی از عوامل متفاوت محیطی دیگر باشد.

در خصوص خلاقیت، می توان به تفکر واگرا نیز اشاره کرد. با مقایسه ی وظایف مختلف مغز در موقعیت های جدید نسبت به وظایف مختلف مغز در موقعیت های متداول، می توان به اندازه گیری توانایی های مغزی دست یافت. بیتی و همکارانش در زمینه فعالیت مغزی ابتدایی با استفاده از fMRI و استفاده از روش هایی همچون مدل های محاسباتی، قصد پیشبینی خلاقیت افراد با توجه به اسکن های مغزی  را داشتند و نتایج در همین مراحل ابتدایی نیز بسیار چشمگیر بوده است. روش بکار برده شده ساده و ابتداییست و باید بر روی ان کار شود اما می توان کار های تحقیقاتی همچون تجزیه و تحلیل کارکرد های مغزی در ازمون های متفاوت با استفاده از تصویر برداری مغزی را اغاز کرد

ارتباط علوم عصبی با تفکر نوآورانه و حل مسئله

تخصیص زمان کار برای آزمایش و پرورش فرهنگ “ناکام” در بسیاری از سازمانها به عنوان راه هایی برای تقویت تفکر خلاقانه برای حل مشکلات تجاری مورد استقبال قرار گرفته است. اما علمی در پشت این وجود دارد که با آموزش مغز برای پردازش و ترتیب داده ها برای دستیابی به آن لحظه “یورکا” کار می کند.

برای دستیابی به تفکر خلاقانه و حل مسئله ،تفکر نامحدود را به عنوان یک راه اثبات شده علمی وارد کنید. بر اساس تحقیقات و مطالعات علوم اعصاب، این کمک می کند تا مردم به ذهن ناخودآگاه و قشر جداری (parietal cortex) خود ضربه بزنند تا به یک لحظه “آهان”(ناگهان راه حل به ذهنمون برسد) برسند! سریعتر از آنکه منتظر بمانیم اتفاقی به طور شانسی رخ دهد.

در یک مطالعه ۲۱ روزه، برای ۳۰ مدیر ارشد کسب و کار از EEG استفاده کردند و امواج مغزی آن ها را در هنگام استفاده از این تکنیک تفکر خلاقانه اندازگیری کردند. تحقیقی برای یافتن چگونگی حل این مشکل از رهبران مشاغل که بطور مؤثر تفکر ابتکاری در سازمانهایشان ایجاد نمی شود. در دنیای کسب و کار امروزی به قسمت ناخوداگاه مغز توجهی نمی شود.  ما در یافتیم که قسمت ناخودآگاه ذهن برای حل مسائل پیچیده ساخته شده است. وقتی مردم به این لحظه “آهان” می‌رسند! لحظه ای است که بخشی از مغز که قشر جداری است به طور قابل ملاحظه ای فعال می‌شود.

برای اینکه ناخودآگاه ایده جدید یا راه حلی برای یک مشکل پیدا کند ، ابتدا باید دانش مرتبط با مشکل را جمع آوری کنیم ، آنچه کانتر و دکتر استرافورد با عنوان “چرخه  تلاش سخت تر”نام میبرند. (Try Harder Cycle). اگر این چرخه همراه با استرس باشد هیچ وقت به جواب نمیرسید چون مغز را در حالت تهدید قرار میدهید.  ماندن طولانی مدت در این چرخه که با نا امیدی و استرس همراه است مغز را به حالت بقا می‌برد که در این حالت در یک حلقه(loop) از الگوی تفکر می‌افتد و از هرگونه تفکر جدید خودداری می‌کند.بنابراین وقتی دانش به اندازه کافی وارد مغز شد باید در حالتی دور از استرس و آرام باشد تا در چرخه غلط نیفتد. بدین ترتیب می توان گفت نوآوری و خلاقیت وابسته به کارکرد مغز است و با قرار دادن مغز در شرایط آسوده و دور از استرس می توان افرادی خلاق در کسب و کار پرورش داد و این مهم توسط رهبران و مدیران امکان پذیر خواهد شد.

منابع:

Beaty, R.E., et al., Robust prediction of individual creative ability from brain functional connectivity. Proceedings of the National Academy of Sciences, 2018. 115(5): p. 1087.

https://www.forbes.com/sites/victorhwang/2013/03/28/can-neuroscience-explain-innovation/#66a8b440be3c

https://www.6seconds.org/2019/07/09/mapping-the-innovators-brain-3-practical-ideas-to-apply-the-latest-neuroscience-of-innovation/

https://www.cio.com/article/3494796/a-neuroscience-approach-to-innovative-thinking-and-problem-solving.html

https://newatlas.com/creative-throught-brain-activity-networks/53025/

https://www.neurosafari.com/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1/

http://academykhalagh.com/brainofcreativity/

https://virtualdr.ir/59397-your-brain-on-creativity/

https://exploringthebusinessbrain.com/a-neuroscience-perspective-on-enhancing-innovation/

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن